«ما خاطرهبازیم. اصفهک خاطرهی کودکی ماست. سال ۵۷ هرگز از ذهن این روستا پاک نمیشود؛ سالی که زلزله اصفهک را متروکه کرد. پدران و مادرانمان روستای دیگری بنا کردند. اصفهک اما نمُرد. این کالبد بههمپیوسته سختی زمانه را تاب آورد. زیبا و زیباتر شد. هر بار که مسافری گذرش به…
ادامهپیرمردِ سقزی هر روز به تکدرخت زمین کشاورزیاش از دور خیره میشد. درخت آب باران میخورد و بار و برگ به پهلو میافزود. اما پیرمرد، ۱۴ سالِ تمام پا بر زمینش نگذاشته بود. جنگ پیش از او پا فراتر گذاشته بود که راه بر دشمن ببندد. پس مینها کاشته بود…
ادامهنرگس جودکی: «اگر قرار بود از نو ساخته شود، این راه را دوباره میساختم» (1) حالا بعد از ۸۸ سال زندگی سراسر حادثه، آمیخته با درد، فراق، عشق و شوق و پیروزی اگر باز هم قراری برای دوباره زندگی کردن باشد توران میرهادی باز همین مسیر را انتخاب میکند. زندگیاش باز…
ادامه– انو بیآبیه، جنگِ آبه، به هفتاد و یک روستای قصرقند چی بکنه؟ – خانم فرماندار، شما پریشانه، صبر بکن، اعتبارا بگند. خانم فرماندار صبر ندارد. دلش شور میزند. کریمآباد آب ندارد، دهیرک آب ندارد. میرچ، گرداک، کارچان، فضلالهی، کوشات و ۲۷ روستای دیگر قصرقند آب ندارند. خشکسالی است. مردان…
ادامه