نویسنده و فیلسوف سرشناسی است، آمده بود دفتر ناشر محترمی که اتفاقاً کتابفروشی بزرگ و مشهوری هم دارد. قراردادی برای انتشار کتاب آقای نویسنده روی میز بود، موقع امضای قرارداد که رسید نویسنده با شوخی و خنده از ناشر خواست دو درصد از رقم درجشده در قرارداد را کم کند،…
ادامهچهارراه استانبول، مجتمع تجاری پروانه؛ این منطقه یکی از جاهایی است که فروشندگان پوست حیوانات وحشی در روز روشن بساط تجارت ممنوعهی خود را پهن میکنند. در پاساژ پروانه گشتی بزنید، پس از دیدن گردنبندها و انگشترهای طلا ناگهان با دهان نعرهزن پلنگی روبهرو میشوید که گوشت و استخوانی بر…
ادامههنوز بهترین موسیقیهای محرم، نوحهها و نواهایش را باید در بین مردم پیدا کرد، نه در فروشگاههای موسیقی. برای شنیدن نوحهی حسین فخری باید راهی خرمشهر شد و برای شنیدن صدای غلام کویتیپور باید قدم به یکی از مسجدهای پونک گذاشت. هنوز این موسیقی در شکل اصیلش، حالت گلخانهای پیدا…
ادامهدرحالیکه بقیهی مردم ایران عصرهای جمعه زل زدهاند به دیوار روبهرو و زانویشان را بغل کردهاند تا ساعتها بیایند و بروند و دلگیری و اندوهشان را هم با خود ببرند، عدهی معدودی راهشان را بالاخره از پس قرنها از بقیه جدا کرده و بر عصرهای جمعه پیروز شدهاند، و حالا…
ادامه